شجاع

210

أنيس الناس ( فارسى )

دو صاحب‌دل نگه دارند مويى * هميدون سركشى و آرام‌جويى وگر از هردو جانب جاهلانند * اگر زنجير باشد بگسلانند امّا شراب خوردن و مزاح كردن و عشق باختن و به نرد و شطرنج ملاعبه نمودن كار روزگار جوانى است . ليكن از آداب نرد و شطرنج آنكه اين شغل را عادت خويش نسازند . و تا توانند « 1 » به گرو نبازند ، هرچند به مذهب امام نرد و شطرنج بىگرو حرام . و چنان دان كه شومترين جميع عصيان قمارست و مورث فلاكت و كسالت . چهار چيز ببندد به روى مردم اهل * درى كه بازگشادست به روى از روزى يكى كسالت نفس و دوم خيانت طبع * سيوم قمار و چهارم مى شبانروزى پس چون مجموع صفات ذميمهء مذكوره لازم و مستلزم قمارست از ان امتناع و به احتراز واجب دان . ادب ديگر آنكه نرد و شطرنج با كسى كه به قماربازى مشهور و معروف باشد مباز و خود را مغبون و مطعون مساز . تا تو نيز به اين شناعت به واسطهء مخالطت و مجالست او منسوب نگردى .

--> ( 1 ) - اصل : توان .